X
تبلیغات
رویایه من

امیدوارم سال خوبی داشته باشی

عیدتون مبارک

 

 

ادعای عشق به خدا ،از کسی که سجاده دلتنگ حضور اوست ، پذیرفتنی نیست


نماز نجوای عاشقانه با محبوب است

 

***********************************************************

شب خوابیدی تو تخت هی غلت میخوری


بعد گوشیتو بر میداری مینویسی "خوابم نمیبره"


سرد میشی..

.بغض میکنی.....

میبینی هیچکسو نداری که واسش اینو بفرستی

تنهایی سخته...

خیلی..

سخت تر از اون اینه که خودت بخوای تنها باشی


تا کسی تنهات نزاره و درد نکشی..

***********************************************************

 

 

.

سکوت و صبوری م را به حسابِ ضعف و بی کسی ام نگذار

دلم به چیزهایی پای بند است

که تو یادت نمی آید...!

 *******************************************************

من در سرزمینی زندگی میکنم، که در آن دویدن سهم کسانی است که نمیرسند،

 و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند....

 ********************************************

تن خسته ای ولی خوابت نمیبره . . .!
این حس لعنتی از مرگ بدتره

 **************************************************

لیاقت می خواهد "شریک " شدن....!!


تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروز ,


من خوشم به خلوت تنهایی ام ... !!


تو بخند به امروز . . . ,


من میخندم به فرداهایت . . . . !!

******************************************************

آشق!


از اين به بعد اينطور بنويسيم..

.
چون هميشه سرش كلاه مي مونه!

 *********************************************************

 

.


گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید

نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی


بلکه برای اینکه ببینی


برای چه کسانی اهمیت داری...... که این دیوار را بشکنند

*********************************************************



 

 

دلت که تنگِ یک نفر باشد

خودِ خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی

فایده ندارد ...

 

تو دلت تنگ است ...

...............دلت برای همان یک نفر تنگ است ...

تا نیاید

تا نباشد

هیچ چیز درست نمیشود

***************************************************

**************************************************

گــــــــــاهي.... يـــــــــك نگــــاه ســـــــــــــــــــرد.... روي زمستان را هم كم مي كنـــــــــد

****************************************************************

مچاله کن

، بشکن

، بند بزن

، خط بزن

، خلاصه راحت باش

 

 … ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است

******************************************************
در عالم امکان،

 امکان هر اتفاقی هست

. هیچ آدمی از هیچ چیزی در امان نیست

تو عاقبتمان را به خیر کن خدا

*******************************************************

 




خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی

!
نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه

*****************************************************

 

خواهش میكنم

 : بی حوصلگی هایم را ببخش

، بداخلاقی هایم را فراموش كن

، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر

، در عوض من هم تورا می بخشم

كه مسبب همه ی اینهایی

 


نوشته شده توسط maasoume در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ساعت 17:30 موضوع | لينک ثابت


حرف های کوتاه من

 

سلام به دوستای گلم

امیدوارم سال خوبی داشته باشی

عیدتون مبارک

 

 

ادعای عشق به خدا ،از کسی که سجاده دلتنگ حضور اوست ، پذیرفتنی نیست


نماز نجوای عاشقانه با محبوب است

 

***********************************************************

شب خوابیدی تو تخت هی غلت میخوری


بعد گوشیتو بر میداری مینویسی "خوابم نمیبره"


سرد میشی..

.بغض میکنی.....

میبینی هیچکسو نداری که واسش اینو بفرستی

تنهایی سخته...

خیلی..

سخت تر از اون اینه که خودت بخوای تنها باشی


تا کسی تنهات نزاره و درد نکشی..

***********************************************************

 

 

.

سکوت و صبوری م را به حسابِ ضعف و بی کسی ام نگذار

دلم به چیزهایی پای بند است

که تو یادت نمی آید...!

 *******************************************************

من در سرزمینی زندگی میکنم، که در آن دویدن سهم کسانی است که نمیرسند،

 و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند....

 ********************************************

تن خسته ای ولی خوابت نمیبره . . .!
این حس لعنتی از مرگ بدتره

 **************************************************

لیاقت می خواهد "شریک " شدن....!!


تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروز ,


من خوشم به خلوت تنهایی ام ... !!


تو بخند به امروز . . . ,


من میخندم به فرداهایت . . . . !!

******************************************************

آشق!


از اين به بعد اينطور بنويسيم..

.
چون هميشه سرش كلاه مي مونه!

 *********************************************************

 

.


گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید

نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی


بلکه برای اینکه ببینی


برای چه کسانی اهمیت داری...... که این دیوار را بشکنند

*********************************************************



 

 

دلت که تنگِ یک نفر باشد

خودِ خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی

فایده ندارد ...

 

تو دلت تنگ است ...

...............دلت برای همان یک نفر تنگ است ...

تا نیاید

تا نباشد

هیچ چیز درست نمیشود

***************************************************

**************************************************

گــــــــــاهي.... يـــــــــك نگــــاه ســـــــــــــــــــرد.... روي زمستان را هم كم مي كنـــــــــد

****************************************************************

مچاله کن

، بشکن

، بند بزن

، خط بزن

، خلاصه راحت باش

 

 … ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است

******************************************************
در عالم امکان،

 امکان هر اتفاقی هست

. هیچ آدمی از هیچ چیزی در امان نیست

تو عاقبتمان را به خیر کن خدا

*******************************************************

 




خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی

!
نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه

*****************************************************

 

خواهش میكنم

 : بی حوصلگی هایم را ببخش

، بداخلاقی هایم را فراموش كن

، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر

، در عوض من هم تورا می بخشم

كه مسبب همه ی اینهایی

 

 


نوشته شده توسط maasoume در شنبه سیزدهم اسفند 1390 ساعت 10:27 موضوع | لينک ثابت


بیندیش به فردای نیامده

گاه گاه  بیندیش به فردا های نیامده ودیروز های دور به گذشته ای که  قلبی  بود

 برای تپیدن 

 .به حالی که قلبی از اندوه شکسته

گاه  گاه بیاندیش به چه چیز؟به خودمان.

  هیچ وقت برای بدست اوردن احساسات خودنماییی نکردم

 ولی در این لحظات اخر فکر کن به انچه که منو تو یه نقشی در گذشته داشتیم

.نه به قصه ی بی وزنی که امروز برامون تعریف میکنن

واینکه چگونه این روزگار کلافه وسردرگم سرنوشته  مارو در میان پیچ وخم ها گره زده

 است

گره ای کور کورتر از ان است که در شب گریه های منه بی تو  باز شود 

  

متن .حجم اون رویاهامو تو این تاریکی اوای هق هق گم کرده ام

 

برایت ارزو دارم در این اشفته بازار بی مهری

 

که همیشه شادیت از سر عشق. شوق وصالت با دیدن یارباشد

 

.و گرچه برای من تلخ است که روزی این همه احساس برای من بود

 

   .اما حال  برای تو .یار همیشگیت ارزو دارم

 

به این میگن غیر ممکن

منظورم این دو تا بود

 

 


نوشته شده توسط maasoume در دوشنبه هشتم اسفند 1390 ساعت 17:24 موضوع | لينک ثابت


متن عاشقانه

 

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...
اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
باور نمیکنم اینک بی توام
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ،
تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ،
با چشمهایم نازت کنم
در حسرت چشمهایت هستم ،چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ، هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت...
کاش بودی و به بهانه هایت نیز راضی بودم ، کاش بودی و من دیگر از سردی نگاهت شاکی نبودم
هر چه خواستم از تو بگذرم از همه چیز گذشتم جز تو ، هر چه خواستم فراموشت کنم همه را فراموش کردم جز تو ، هر چه خواستم به خودم بگویم هیچگاه ندیدم تو را ، چشمهایم را بستم و باز هم دیدم تو را ، هر چه خواستم دلم را آرام کنم ، آرام نشد دلم و بیشتر بهانه تو را گرفت ، هر چه خواستم بگویم بی خیال ، بی خیالت نشدم و به خیالت تا جایی که فکرش هم نمی کنی رفتم...
میخواستم با تنهایی کنار بیایم ، دلم با تنهایی کنار نیامد ، میخواستم دلم را راضی کنم ، یاد تو باز هم به سراغم آمد ، میخواستم از این دنیا دل بکنم ، دلم با من راه نیامد ...
بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ، بدجور از نبودنت شاکیست ، هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست
....


نوشته شده توسط maasoume در شنبه بیستم اسفند 1390 ساعت 10:43 موضوع | لينک ثابت


تورا چه به فرهاد

تو را چه به فرهاد؟ یک فرهاد بود و یک بیستون عاشقی! تو همین یک وجب دیوار را

 بردار من باورت میکنم.

 


.
مشکل از تو نبود

از من بود

با کسی حرف میزدم

که سمعک هایش را

پیش دیگری جا گذاشته بود . . .
.

 

دلم به بهانه ی بچگی باز گریست . بگذار دل بزرگ شود تا بداند همیشه هر چه

بخواهد نیسسسسسسسسست.

 

 

 

از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم

و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی

من بدهکارت می شوم . . .

 

 

 

 

حالا که رفته ای،

این روزها دلتنگم

دلتنگم که رفته اند،

آن روزها...!!

 

 

نقـش یـــک درخــت خشک را

در زنـدگی بازی میکـنم

نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم

یا هیزم شکن پـیــر...!!

 

 

 

 

 

روی دیوار

روی سایه ایـــــ که به جا مانده از تو

چشــــم می کشم و دهانی که بخندد

به این همه تنهایی و انتـــظار ...

این خانه بعد از تو فقـــــط دیوار استـــــ

و تکه ذغالی که خطــــ می کشد

نیامدنتـــــــــ را ...

 

 

 

این روزها


اگر خون هم گریه کنی


عمق همدردی دیگران با تو


یک کلمه است :


" آخـــــــی "

 


 


 

 


نوشته شده توسط maasoume در دوشنبه هشتم اسفند 1390 ساعت 17:37 موضوع | لينک ثابت


همیشه یکی بود یکی نبود

و امان از دل پر درد زینب...

    افسوس که بجای افکار حسین

                                                        دردهایش را نشان دادند

                   و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند!

                                                                و اما حسین رفت بی آنکه ما بدانیم چرا و کجا رفت؟

  (دکتر علی شریعتی 

 

 

 

 

از دست دادمت به راحتی یک نفس  به سادگیه یک قدم برداشتن به اسان بودن اوج یک سقوط

به آسانی یک پلک سخت نیست .هموار هم نیست ولی باید بگویم خداحافظ  ای آنچه دارایی ام بودی در این

 روزگار سخت و بی ارزش

 

 

 

یکی بود یکی نبود

 

 

 

چه دلمان بخواهد ، چه دلمان نخواهد ،

خدا یک وقتهایی دلش نمی خواهد

ما چیزی که دلمان می خواهد را داشته باشیم . .


نوشته شده توسط maasoume در دوشنبه هشتم اسفند 1390 ساعت 17:35 موضوع | لينک ثابت


حوالیه گذشته

حوالیه گذشته

 

دیروز را ورق میزدم خاطرات گذشته ام را مرور میکردم بی تو بودن وصدای

 

 خش خش برگ ها را از لا به لای صفحات پاییزی میشنوم

 

با التماس شاخه ها که در حسرت دستهای سبز تو مانده اند

 

کم کم به این باور میرسم که سرنوشت نثر ساده ای است از حسرت

 

واشک وآه که حرفی برای گفتن ندارد

 

به صفحات بهاری با تو بودن میرسم وبنفشه هایی که از لابه لای واژه ها

 

سرمیزنند وچشم های تو را بهانه کرده اند

 

من نشانه ای از تو ندارم.اما نشانه ام را برایت مینویسم

 

در عصرهای انتظار به حوالیه بی کسیم قدم بگذار خیابان غربت را پیدا کن

 

وارد کوچه پس کوچه های دلتنگی ام شو

 

کلبه ی غریبی ام را پیدا کن  کنار بید مجنون خزان زده کنار مرداب آرزوهای

 

رنگی

در کلبه را باز کن  به سراغ بغض خیس پنجره برو

 

حریر غمش را کنار بزن

 

مرا میابی

 


نوشته شده توسط maasoume در دوشنبه هشتم اسفند 1390 ساعت 17:27 موضوع | لينک ثابت


قالب وبلاگ عاشقانه